تاریخ : جمعه - ۰۸ / ۰۵ / ۱۳۸۹ - ۰۶:۱۷


شهرستان بهشهر

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

 

وجه تسميه شهرستان ، شهر ها و بخشهای تابعه :

 

            وجه تسميـه شهر بهشهر : مرکز شهرستـان در اين شهر قرار دارد ،    بهشهر در قديم خرگوران ، تميشه ، ثاميه و ... نام داشت و جزء ولايت اسپهبدان کبود جامه گان بود در زمان اسپهبدان کبود جامه به پنجهزاره و در اوايل صفويه به آسيابسر موسوم و در زمان شاه عباس اول به اشرف البلاد و خلاصه در سال ۱۳۱۶ هجری شمسی به بهشهر نامگذاری شد ، اوج شکوفايی بهشهر در زمان سلطنت شاه عباس اول بود که دليلش اين بود که خيرالنساء مرعشی مادر شاه عباس ، بهشهری بود ، از اينرو ايشان توجه خاصی به اين شهر داشته و کاخهای مجللی از جمله کاخ صفی آباد ، سد عباس آباد ، باغشاه و بنای چشمه عمارت و محلهای تاريخی ديگر به فرمان او در اين منطقه بنا گرديد. قبل از ورود آريايی ها به سرزمين ايران ، اقوامی بنام ديـو  يا ديـوان در اين ناحيـه زندگی مي کردند مطابق کاوشهای باستـان شناسی که از تپـه های شمال غرب بهشهر ( نزديک رستمکلا ) به عمل آمد يک قطعه هاون سنگ سفيد را کشف نموده و که به ۲۰۰۰ سال قبل از ميلاد بر می گردد ، يا اينکه غارهای هـوتـو و کمـر بنـد آثار حيات در دورانهای فرو ليتيک ( ميانه سنگی) ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال قبل از ميلاد و نئـوليتيک ( پارينه ) سنگی را در محدوده بهشهر بيان دارد .

هشهر در دوران ما قبل تاريخ

 

   با توجه به اين مسئله که که تاريخ هر ملت مجموعه سرگذشت هاي افراد و اقوام آن ملت است . بايد قبول کرد که سرگذشت اقوامي که در مازندران مي زيستند جزئي از تاريخ کشور ما محسوب مي شود از جمله آن اقوام مردماني بودندکه از زمان هاي قبل از تاريخ در شهرستان بهشهر مي زيستند و به عقيده بعضي از محققين از جمله بنياد گذاران تمدن بشري شناخته شده اند .  

 

بهشهر در قرون باستان (هخامنشيان)

هنگام جهان گشايي و کشور گشايي کوروش کبير چندين هزار در فتح بابل در سال ۵۳۹ق.م ۲۰ هزار پياده و ۴هزار سواره جريک سواره و پياده از مردم تبري و مردمي در سپاه او بودند و همچنين در جنگهاي بين ايران و يونان در زمان خشايار شاه بطوريکه هردوت مورخ يوناني مينويسد دسته اي از جوانان و چريک هاي مردمي و تبري با ساز و برگ هاي آراسته از کمان از چوب خيزران و پوشش هاي خيره کننده به سپهسالاري آريا همراه شاهنشاه ايران بودند .  

در حمله اسکندر مقدوني و در جنگ گوگمل وظيفه بزرگي را در دست داشته و نگهباني داريوش سوم و خاندان سلطنتي ايران بعهده دلاوران مردي و تبري بوده و بحدي که بلندي قامت ودلاوري آنان جلب توجه يونانيها را مي کرد مذهب آنان پس از ظهور دين زرتشت يکتا پرستي شده که تا قرن سوم و چهارم  بعد از کوهستاننات مازندران از جمله هزار جريب استوار است . 

 

بهشهر در دوره اشکانيان

وضع حکومت مازندران از جمله شهرستان بهشهر فعلي در دوره اشکانيان تاريک است. و گمان ميرود بازماندگان فرهاد (فراتات و ساتراپ ) دوره اسکندر يکي پس از ديگري حکومت آنجا را در دست داشته اند . ولي طبق تحقيقات دانشمند فقيد آقاي طاهري شهاب سارويي در تاريخ کبود جامگان در عصر اشکانيان ذکر کرده اند که منطقه کوهستاني از جمله هزار جريب به سبب نزديک بودن به پايتخت دوم اشکانيان شهر صددروازه نزديک دامغان کنوني مورد توجه پادشاهان اشکاني براي شکار وتفريح حتي به مدت ۶ماه در اين منطقه به سر مي بردند و به واسطه معاشرت و آميزش مردها وتبريها با پادشاههاي احتمال اخلاق و زبان آنها تغييراتي حاصل شده باشد .   

 

بهشهر در دوره ساسانيان

در اين زمان آنچه مسلم است حکومت شرقي مازندران ( شهرستان فعلي بهشهر چه جلگه چه هزار جريب) با خانواده کشنسف بوده است اين خاندان تا سال ۵۲۸ م در مازندران حکومت داشته اند و در اين سال چون حکومت طبرستان بفرمان قباد (۴۸۷-۵۳۱ ) ساساني به پسر بزرگش کاوس که يکي از سر سپردگان و طرفداران سر سخت مزدک بود ظاهرا برچيده شد و کيوس رسما پادشاه طبرستان گرديد و پايتخت او هزار جريب و کياسر بود .

از کيوس فرزندي ماند به نام شاهپور که در نزد عمويش انو شيروان بسيار عزيز بود و در دربار مي زيست و پس از مرگ انو شيروان به طبرستان رفته و در اتشگاه کوسان (کوهستان امروزه غرب بهشهر ) و يا در اتشکده پيرامون کياسر دشت هزار جريب بهسر برده و مردم طبرستان علاقه زيادي به او پيدا کردند . 

هنگام حمله اعراب به ايران و فرار يزدگرد سوم به خراسان به مازندران آمده و مثل پدر در اتشکده کوسان بهشهر (مغرب بهشهر ) معتکف شد و به عبارت مشغول گرديد .

 

سابقه تاريخي بهشهر بعد از اسلام

بطور کلي ناحيه جنوبي درياي مازندران از گذشته بسيار دور از اهميت سياسي تاريخي و نظامي فوق العاده بر خوردار بوده است ، بررسي و کاوشهايي که در سواحل درياي خزر در مکان هايي مانند غار هوتو و  غار کمربند انجام گرفته است قدمت اين دوره را به دوره غارنشيني بشر رسانده است . تحقيقات ديگر مويد اينست که در ادوار باستاني اين منطقه يکي از حوزه هاي مهم تمدن قبل و بعد از تاريخ ايران بوده است ، تحقيقات بعمل آمده از متون تاريخي نشان مي دهد که در اواسط قرن سوم هجري قمري دين اسلام در شکل علويان در اين ناحيه نفوذ يافته است .

در سال ۲۵۰ هـ عموم مازندرانيها باتفاق بهشهر با راهنمايي داعي کبير علوي ، اجنبي ها را از بهشهر خارج ساختند .

در سال ۶۱۷ مغولان براي دستگيري سلطان محمد خوارزمشاه به مازندران و بهشهر يورش برده به قتل و غارت عمومي پرداختند .

در سال ۷۹۴ امير تيمور گورکاني براي سلطه به مازندران و بهشهر سلسله مرعشي ها را منقرض کرد و به قتل و غارت پرداخت .

در سال ۸۷۲–867 سادات بابلکاني در بهشهر کنوني که در آن زمان به نام "طاحونه سر " مي خواندند ، استيلا يافتند . در سال ۹۰۵ قواي نظامي شاه اسماعيل صفوي مازندران و بهشهر را تحت سلطه خود در آورد .

در سال ۱۰۵۴ روسها به حومه بهشهر و شهر بهشهر حمله بردند و چشمه عمارت و ساير تاسيسات صفويه را طعمه آتش ساختند و شاه عباس دوم آنها را از ايران خارج ساخت . در سال ۱۱۶۹ هـ محمد حسن خان قاجار بر استان کبود جامه استيلا يافت و پس از جنگهاي تن به تن منجر به شکست وي گرديد . در سال ۱۱۹۸ هـ بواسطه مرض طاعون مردم بهشهر و مازندران تلفات جاني سنگيني ديدند .

در سال ۱۲۲۳ هـ زلزله مهيبي در بهشهر روي داد که منجر به صدمات و خسارات مالي و جاني مردم گرديد . در سال ۱۲۶۹ بواسطه بروز مرض وبا مردم بهشهر اکثرا تلف شدند و بقيه به ساير نقاط مازندران کوچ کردند.

در سنوات ۱۳۰۸ و ۱۳۲۰ و ۱۳۳۵ و ۱۳۳۶ و در شهرستان بهشهر مرض وبا و مشمشه بروز نمود که منجر به تلفات عديده زيادي از مردم بهشهر گرديد .

شهرستان بهشهر پس از انقلاب مشروطه بعد از ناصرالدين شاه تا انقراض سلسله قاجار به ترتيب مظفرالدين شاه ( ۱۳۲۴-۱۳۱۳ قمري ) و محمد علي شاه  و احمد شاه به پادشاهي رسيد . در زمان سلطنت اين پادشاهان جز هرج و مرج و اختلاف محلي و ناامني و خرابي در همه جا از جمله شهرستان بهشهر چيز ديگري به چشم نمي خوردو کوچکترين اقدام عمراني صورت نگرفت بلکه طبق منابع موجود از آن زمان وضع روز به روز بدتر و وخيم تر مي شد. واقعه انقلاب مشروطه در اين نواحي چيزي جز ايجاد پادشاه مخلوع محمد علي شاه پس از خلع سلطنت شهري به بار نياورد و لطمات زيادي به مردم شهرستان بهشهر زد که قابل جبران نبود .

در سال ۱۳۱۴ خورشيدي زلزله در بهشهر و حومه خسارات زيادي وارد نمود . در سال ۱۳۱۶ خورشيدي رضاشاه دست به اصلاحات اساسي و عمليات عمراني و  شهرسازي در بهشهر زد .

در سال ۱۳۳۷ خورشيدي کاخ صفي آباد به دستگاه هواشناسي اختصاص داده شد .در زمان محمد رضا شاه شبيخون ارتش شوروي و انگليس در سوم شهريور ۱۳۲۰ به ايران از جمله ورود سپاهيان شوروي به شهرستان بهشهر کليه اصلاحات رضاشاه را متوقف ساخت و  حتي بعضي از آنها را از بين برد .

بعد از انقلاب اسلامي اين شهر به همت مردم و مسئولين به رونق هايي دست يافته که به اميد خدا و تلاش مسئولين و مردم به پيشرفتهاي بيشتري دست يابد .